محمد الريشهري
419
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
موهاى ژوليده و غبار سفر بر سر و صورت مانده و جنگْافزارش ، به سوى منزل خود مىرود . پس فرمود : " از جهاد اصغر ، براى جهاد اكبر برگشته است " . گفته شد : آيا جهادى بالاتر از جهاد با شمشير هم هست ؟ ! فرمود : " آرى ، جهاد انسان با نفْس خود " . 5488 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : دشمنترين دشمن تو ، نفْسى است كه ميان دو پهلويت قرار دارد . 5489 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : سوگند به آن كه جانم در دست اوست ، براى انسان هيچ دشمنى دشمنتر از خشم و شهوت [ خودش ] وجود ندارد . پس آن دو را سركوب كنيد و مقهورشان سازيد و آتش آنها را فرو نشانيد . 5490 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : دشمن تو ، آن كسى نيست كه اگر تو او را بكشى ، برايت مايه روشنايى خواهد بود و اگر او تو را بكشد ، به بهشت مىروى ؛ بلكه بالاترين دشمن تو ، فرزند توست كه از پشتت خارج شده است و پس از آن ، بالاترين دشمنت ، ثروتى است كه به دست آوردهاى . 5491 . المحجّة البيضاء به نقل از طلحه : يك روز مردى جامه خود را از تن در آورد و در ميان شنهاى داغ ، شروع به غلتيدن كرد و با خود مىگفت : بچش ، كه عذاب دوزخ داغتر است . آيا شب [ همچون ] مُردارى و روز ، بيكاره ؟ ! آن مرد در همين حال ، چشمش به پيامبر صلى اللّه عليه و آله افتاد كه در سايه درختى ايستاده بود . پس ، خدمت ايشان آمد و گفت : نَفْسَم بر من چيره شد . پيامبر صلى اللّه عليه و آله به او فرمود : " آيا چارهاى جز اين كار نداشتى ؟ بدان كه درهاى آسمان براى تو گشوده شد و خداوند عز و جل به وجود تو بر فرشتگانش افتخار كرد " . آن گاه به يارانش فرمود : " از برادر خود ، توشه بستانيد " . اين شد كه هر كس به او مىگفت : فلانى ! براى من دعا كن .